close
تبلیغات در اینترنت
ضرب المثل آش نخورده و زبان سوخته
تبلیغات
دسته بندی
  • علمی
  • ورزش
  • سرگرمی
  • فرهنگ وهنر
  • اخبار
  • تغذیه
  • مذهبی
  • کامپیوتر و اینترنت
  • تصاویر
  • دنیای مد
  • گردشگری
  • گرافیک
  • سلامت
  • آرشیو
    آمار و ارقام
    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 381
    کل نظرات کل نظرات : 176
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 93

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 77
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 47
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    بازدید هفته بازدید هفته : 162
    بازدید ماه بازدید ماه : 704
    بازدید سال بازدید سال : 4,158
    بازدید کلی بازدید کلی : 122,484

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.82.73.21
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    نویسندگان
    آخرین کاربران
    لینک دوستان
    امکانات جانبی

    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود کاربران
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضويت سريع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    محبوب ترین ها
    مطالب پیشنهادی
    جدید ترین مطالب
    پشتيباني آنلاين
    ارتباط با مدیر
    نظرسنجي
    آیا از عملکرد سایت راضی هستید؟


    دوست دارید بیشتر چه مطالبی در سایت ارائه داده شود؟













    تبلیغات متنی

    جستجوگر پیشرفته سایت






    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان



    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    0 17 sangriz
    0 16 fns4565
    0 21 fns4565
    0 22 fns4565
    0 37 fns4565
    0 49 parvane
    0 57 parvane
    0 83 parvane
    0 55 parvane
    0 51 parvane

    ضرب المثل آش نخورده و زبان سوخته



     

    ضرب المثل آش نخورده, ضرب المثل, ریشه ضرب المثل

    زمانی كسي‌ را متهم به اشتباه و گناهي كنند ولي آن شخص اشتباهی نكرده باشد،گفته‌ مي‌شود :‌ آش نخورده و دهان سوخته!

     

    در زمان‌هاي‌ گذشته، مردي در بازارچه شهر حجره پارچه فروشی داشت و شاگرد او پسر خوب وليكن كمي خجالتي بود.
    روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرد.قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود.

     

    پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاينه كرد و برايش دارو نوشت
    پسر بيرون رفت و دارو را خريد وقتي به خانه برگشت ، ديگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ، ولي همسر تاجر که زن كدبانویی بود و دستپخت خوبي داشت و آش هاي خوشمزه او دهان هر كسي را  آب مي انداخت.خيلي اصرار كرد و او را براي ناهار به خانه آورد.

     

    همسر تاجر براي ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه هاي آش را گذاشتند . تاجر براي شستن دستهايش به حياط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بياورد

     

    پسرك خجالتی  فكر كرد تا بهانه اي بياورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگويد دندانش درد مي كند. دستش را روي دهانش گذاشتش.

     

    تاجر به اتاق برگشت و ديد پسرك دستش را جلوي دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اينقدر عجله كردي ، صبر مي كردي تا آش سرد شود آن وقت مي خوردي ؟

     

    زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسيده بود به تاجر گفت : اين چه حرفي است كه مي زني ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من كه تازه قاشق ها را آوردم.

     

    تاجر تازه متوجه شد كه چه اشتباهي كرده است... 
    از آن‌ پس، وقتي‌ كسي‌ را متهم به گناهي كنند ولي آن فرد گناهي نكرده باشد  ، گفته‌ مي‌شود :‌ آش نخورده و دهان سوخته!


    منبع: jomalatziba.blogfa.com 

    نویسنده : | در : شنبه 10 خرداد 1393 ساعت: 23:13 | دیدگاه: ()
    تعداد بازديد : 54
    نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

    بخش نظرات این مطلب




    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    تبلیغات



                            اینـتر وب